۰

طرح واره ناسازگار 90 سوالی

1. بیشتر اوقات کسی را نداشته ام که از من حمایت کند، حرف های دلش را با من بزند و واقعا دلواپس و نگران اتفاقاتی باشد که برای من می افتد.
2. من به افراد صمیمی و نزدیک زندگی ام خیلی وابسته ام، چون میترسم که مبادا روزی مرا ترک کنند.
3. حس میکنم دیگران از من سوء استفاده میکنند.
4. در جمع احساس میکنم با دیگران تناسبی ندارم و با آنها بیگانه هستم.
5. کسانی که دوستشان دارم، وقتی متوجه نقایص و ایرادات من بشوند، دیگر نمیتوانند دوستم داشته باشند.
6. تقریباً هیچ کاری را نمیتوانم به خوبی دیگران انجام دهم.
7. حس میکنم به تنهایی نمیتوانم از پس کارهای روزمره زندگی ام بربیایم.
8. نمیتوانم از شر این احساس خلاص شوم که مبادا اتفاق بدی برایم بیفتد.
9. نمیتوانم مانند هم سن و سالانم از والدینم جدا شوم و مستقل باشم.
10. فکر میکنم اگر بخواهم هر کاری انجام بدهم، برای خودم دردسر درست میکنم.
11. مراقبت از نزدیکانم در آخر بر دوش من می افتد.
12. از نشان دادن احساسات مثبتم (مانند محبت، همدردی) به دیگران خیلی خجالت میکشم.
13. باید هر کاری که انجام میدهم در آن بهترین باشم، نمیتوانم قبول کنم که نفر دوم باشم.
14. وقتی از کسی چیزی درخواست میکنم، جواب “نه” شنیدن برایم خیلی دشوار است.
15. برای انجام کار های متداول زندگی و یا کار های سخت و طاقت فرسا حوصله ندارم.
16. ثروتمند بودن و ارتباط و معاشرت با افراد سرشناس به من احساس ارزشمند بودن میدهد.
17. حتی زمانی که همه چیز خوب پیش می رود، احساس میکنم که این حس خوب موقتی است.
18. معتقدم اگر اشتباه کنم باید مجازات شوم.
19. کلا تا به حال کسی را نداشتم که به من احساس، محبت و صداقت نشان بدهد.
20. آنقدر به دیگران نیازمندم که نگرانم آنها را از دست بدهم.
21. احساس میکنم در حضور دیگران باید از خودم محافظت کنم، وگرنه عمدا به من آسیب میزنند.
22. با دیگران خیلی فرق دارم و احساس میکنم با آنها بیگانه ام.
23. اگر کسی واقعا مرا بشناسد، دیگر نمیخواهد که با من ارتباط صمیمانه ای برقرار کند.
24. هر زمان در کارم پیشرفت می کنم و به موفقیت میرسم، احساس میکنم که لیاقت آن را ندارم.
25. فکر میکنم در انجام کارهای روزمره ام، آدم وابسته ای هستم
26. حس میکنم هر لحظه ممکن است یک بلای طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی به سرم بیاید.
27. من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در زندگی و مسائل دیگران درگیر کنیم.
28. حس میکنم چاره ای جز تن دادن به خواسته های دیگران ندارم، چون در غیر این صورت یا مرا ترک میکنند یا از دستم عصبانی میشوند و به فکر تلافی کردن و آسیب زدن به من می افتند.
29. آدم خوبی هستم چون بیشتر از آنکه به فکر خودم باشم به فکر دیگرانم.
30. ازینکه احساساتم را به دیگران بروز دهم خجالت زده و شرمنده میشوم.
31. همیشه باید در کار ها نهایت تلاش خود را بکنم، اینکه کاری نسبتا خوب باشد مرا راضی نمیکند.
32. آدم خاصی هستم و نمیتوانم محدودیت هایی را که بر سر راه دیگران وجود دارد بپذیرم.
33. اگر به یکی از اهدافم نرسم دیگر تلاشی نمیکنم و زود نا امید میشوم.
34. رسیدن به موفقیت برای من بیش از هر چیزی با ارزش است ولی به شرطی که دیگران این موفقیت ها را ببینند.
35. وقتی اتفاقات خوبی در زندگی ام میافتد نگران میشوم که مبادا بدشانسی بیاورم و اتفاق بدی برایم پیش بیاید.
36. اگر در کاری تمام تلاشم را نکنم و سنگ تمام نگذارم قطعا در کارم شکست خواهم خورد.
37. خیلی کم در زندگی ام پیش آمده که احساس کنم برای شخص دیگری، فرد خاص و ویژه ای هستم.
38. نگرانم کسانی که دوستشان دارم، فرد دیگری را پیدا کنند و او را به من ترجیح دهند.
39. معتقدم همه دیر یا زود به من خیانت میکنند.
40. به کسی نمیتوانم تعلق خاطر داشته باشم، انسان گوشه گیری هستم.
41. لیاقت عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم.
42. در حوزه های کار یا تحصیلات یا پیشرفت بیشتر مردم از من توانا تر هستند.
43. عقل درست و حسابی ندارم و نمیتوانم عاقلانه فکر کنم.
44. نگرانم که مبادا از جانب دیگران مورد آزار و حلمه های فیزیکی قرار بگیرم.
45. اگر من و پدر و مادرم مسائل خصوصی و جزئی خودمان را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه یا خیانت می کنیم.
46. در روابطم، با دیگران اجازه میدهم که بر من تسلط داشته باشند.
47. آنقدر سرگرم انجام کارهای دیگرانم، وقت کمی برای خودم باقی میماند.
48. برایم خیلی سخت است که صمیمی و خودمانی رفتار کنم.
49. من باید به همه مسئولیت هایم عمل کنم.
50. به شدت متنفرم ازینکه محدودم کنند یا جلوی کارم را بگیرند.
51. برایم خیلی سخت است که از لذت های آنی امروز خود بگذرم تا برای اهداف و موفقیت های دراز مدت آینده ام تلاش کنم.
52. اگر نتوانم توجه دیگران را به خودم جلب کنم، احساس کم اهمیتی میکنم.
53. در کار هایم نمیتوانم زیاد دقت و تمرکز کنم چون تقریبا همیشه بی فایده است و کار ها غلط از آب در میاید.
54. اگر کاری را غلط انجام دهم باید از عواقب آن رنج ببرم.
55. بیشتر اوقات در زندگی ام کسی نبوده که درد دلم را گوش بدهد و احساسات و نیاز های مرا به درستی درک کند یا مرا بفهمد.
56. وقتی حس میکنم کسی که برایم مهم است از من دوری میکند، نا امید میشوم.
57. شدیدا به انگیزه های دیگران سوء ظن دارم.
58. حس میکنم با دیگران بیگانه هستم.
59. حس میکنم کسی مرا دوست ندارد.
60. اکثر مردم در کار یا تحصیلاتشان از من با استعداد تر هستند.
61. اگر به قضاوت های خودم در موقعیت های روزمره زندگی اعتماد کنم، تصمیم های اشتباهی میگیرم.
62. نگران اینم که همه سرمایه ام را از دست بدهم و فقیر و بی خانمان شوم.
63. اغلب اوقات حس میکنم خانواده ام خیلی به من وابسته اند. به طوری که نمیتوانم مستقل زندگی کنم.
64. همیشه اجازه این را میدهم که دیگران به جای من تصمیم بگیرند چون خودم نمیدانم واقعا چه میخواهم.
65. همیشه به درد دل دیگران گوش داده ام و با آنها همدردی کرده ام.
66. آنقدر خودم را کنترل میکنم که مردم فکر میکنند آدم بی احساسی هستم.
67. حس میکنم برای پیشرفت و دستیابی به خواسته هایم، دائما تحت فشار هستم.
68. حس میکنم از قوانین و سنت های مرسومی که مردم تابع آنها هستند، نباید اطاعت کنم.
69. نمیتوانم خودم را مجبور کنم تا کارهایی را انجام دهم که لذتی برایم ندارد، حتی اگر بدانم که این کارها، به نفعم است و عاقبت خوبی به دنبال دارد.
70. اگر در یک جمع صحبت کنم یا در یک موقعیّت اجتماعی معرفی شوم، برایم مهم است که تأیید و تحسین شوم
71. اینکه چقدر سخت تلاش کنم مهم نیست، نگرانم که همه سرمایه مالی ام را بر باد فنا بدهم.
72. مهم نیست که چرا اشتباه کرده ام، هر وقت اشتباه کنم باید بهایش را بپردازم
73. وقتی که در انجام کاری نیاز به راهنمایی داشتم، به ندرت کسی پیدا میشد که مرا راهنمایی کند.
74. گاهی اوقات به قدری نگران آن هستم که دیگران مرا ترک کنند که آنها را از خودم دور میکنم.
75. معمولا به صورت جدی به انگیزه های پنهان مردم فکر میکنم.
76. همیشه حس میکنم در جمع، اضافی هستم.
77. به قدری شخصیت پر از عیب و ایرادی دارم که نمیتوانم در کنار دیگران راحت باشم و خودم را آن طوری که هستم نشان دهم.
78. در کار یا تحصیل مانند بقیه باهوش نیستم.
79. به توانایی های خودم برای حل مشکلات روزمره نمیتوانم اعتماد کنم.
80. حتی وقتی که پزشک هیچگونه علامت خطری در سلامتی ام تشخیص نداده است باز هم نگرانم به بیماری خطرناکی مبتلا شوم.
81. اغلب اوقات حس می کنم هویت جداگانه ای از پدر و مادر یا همسرم ندارم.
82. برایم خیلی سخت است که از دیگران بخواهم که حقوقم را رعایت و احساساتم را درک کنند.
83. اطرافیان معتقدند که من برای رفع نیازهای دیگران زیاد تلاش میکنم ولی برای خودم کاری نمیکنم.
84. از نظر دیگران، من آدم عصبی و ناراحتی هستم.
85. وقتی کاری را اشتباه انجام میدهم، نمیتوانم خودم را ببخشم یا بهانه تراشی کنم.
86. احساس میکنم کارها و خواسته های من ارزشمندتر از کارها و خواسته های دیگران است.
87. به ندرت توانسته ام به تصمیم ها و راه حل هایم پایبند باشم.
88. برای اینکه احساس کنم آدم ارزشمندی هستم نیازمند تایید، تحسین و تمجید زیاد دیگران هستم.
89. نگرانم که مبادا یک تصمیم اشتباه به فاجعه ای تمام عیار منجر شود.
90. من آدم بدی هستم و باید مجازات شوم.
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
This field is hidden when viewing the form
[schema_report]

You cannot copy content of this page

بستن